تولد یکسال رهایی
دوشنبه 29 مرداد 1397 ساعت 12:00 | نوشته ‌شده به دست همسفر فاطمه | ( نظرات )
با آرزوی تولدی دوباره برای تمامی مسافران، اعلام می نماییم  روز یکشنبه مورخ  97/5/28  جشن  یک سال رهایی خانم رویا   رهجوی خانم افسانه  را با شور و شوق فراوان برگزار نمودیم. 


خانم رویا اولین سال رهائیتان پرشگون باد

پایان هرنقطه سرآغاز خط دیگری است. انشاءالله در سفر دوم با تفکر و انجام آموزش ها قدم محکم تری بردارید.

                                                                                مسافران و همسفران کنگره60                                                                        

خانم رویا  - آنتی ایکس مصرفی:قرص -متادون  -  راهنما: خانم افسانه 

مدت سفر اول:10  ماه و 14 روز   - روش درمان:DST با  داروی OT

مدت رهایی : یک سال 

رشته ورزشی:ایروبیک -بدمینتون


خلاصه سخنان خانم افسانه :

امروز هم یک روز قشنگ دیگر را درکنگره داریم و تولد یک سال رهایی خانم رویا را جشن می‌گیریم

این روز زیبا را به دخترشان تبریک می‌گویم هرچند که هم‌سفرشان به دلیل کار و دانشگاه فرصت نمی‌کنند درکنگره حضورداشته باشند اما مادرشان را حمایت می‌کنند، به خانم راد و آقای مهندس تبریک میگویم ، همین‌طور به خانم روناک که راهنمای سفر اول خانم رویا بودند، تبریک می‌گویم. خانم روناک زحمت زیادی در سفر اول برای ایشان کشیدند و باحال خوبی به سفر دوم رساندند. وقتی‌که خانم رویا وارد لژیون من شدند آن‌قدر آموزش از خانم روناک گرفته بودند که در حقیقت برای من زحمتی نداشتند، جای ایشان بسیار خالی است و از زحماتشان تشکر می‌کنم و تبریک می گویم

من از نزدیک شاهد حال بدی‌های خانم رویا بودم، ایشان با مصرف قرص‌های اعصاب و متادون وارد کنگره شدند و حال بسیار خرابی داشتند و در حقیقت همیشه خانم رویا دنبال بهانه‌ای بودند که گریه کنند و بدنشان همیشه رعشه داشت و می‌لرزیدند و  این ها به دلیل  حال درونی خراب و ترس و عدم اعتمادبه‌نفس  بود ، ولی هرچقدر که جلو رفتند و آگاهی گرفتند ترس‌ها کم‌کم از بین رفت زیرا ترس به این دلیل است که آگاهی نداریم و زمانی که دانایی وارد زندگی‌مان شود کم‌کم آن ترس به‌طور ناخودآگاه از بین می‌رود. در سفر دوم هم من سعی کردم به ایشان بگویم که تو می‌توانی و حتماً سعی کن که خدمت بگیری و ایشان هم مثل همیشه چشم گفتند و خدا را شکر که اذن خدمت هم رسید.

می‌بینیم که چقدر خوب هم خدمت می‌کنند و خیلی تغییر کردند. امیدوارم که سیستم و کنگره از ایشان راضی باشد و اگر می‌خواهند به این حالی که دوست دارند برسند باید تغییرات زیادتری داشته باشند و کنگره را رها نکنند و سعی کنند که لایق کنگره باشند و خدمت‌های بیشتری بگیرند زیرا ما در خدمت‌هاست که تغییر می‌کنیم و نقطه‌ضعف‌هایمان را می‌شناسیم و می‌توانیم آن‌ها را به نقطه قوت تبدیل کنیم. نکته مثبت دیگری که خانم رویا دارند این است که همیشه چشم می‌گویند و هر چه می‌گویم می‌روند انجام می‌دهند و جواب می‌گیرند و نتیجه مثبتی که از فرمان‌برداری گرفته‌اند در لژیون در اختیار بچه‌های لژیون قرار می‌دهند و این واقعاً احسنت دارد . امیدوارم بتوانند همین‌طور محکم به راهشان ادامه دهند.

خلاصه سخنان استاد در مورد دستور جلسه: (عدالت، آیا همه افراد درکنگره 60 باهم برابرند؟)

 من خودم این دستور جلسه را خیلی دوست دارم چون در سفر اول خیلی به من کمک کرد. عدالت، آیا همه‌ی افراد درکنگره باهم برابر هستند؟ من خودم زمانی که مصرف‌کننده بودم دوست داشتم همیشه گناهم را گردن بی‌عدالتی خداوند بیندازم زیرا تنها کسی که زورمان به او می‌رسید خداوند بود. خودمان مدام اشتباه می‌کردیم و به‌واسطه‌ی آن اشتباهی که خودمان می‌کردیم ناسپاس می‌شدیم و مدام عدالت خداوند را زیر سؤال می‌بردیم. دوست داشتم همیشه بنشینم روی صندلی قربانی ، چون این‌جوری راحت‌تر بودم و بیشتر به هم خوش می‌گذشت. بی‌مسئولیتی برای من زحمتی نداشت. همیشه دنبال مصرف بوده‌ام و اینکه لذت ببرم و تقصیرها را بیندازم گردن خداوند و بی‌عدالتی خداوند.

وقتی به کنگره آمدم این قضیه باعث شد که من هرروز حالم خراب‌تر بشود و زمانی که درکنگره با این دستور جلسه آشنا شدم انگار آبی بود که روی آتش ریخته‌اند، یعنی من جواب خیلی از سؤال‌هایم را گرفتم.

 در قرآن هم دقیقاً این جمله آمده که: لیس لانسان الی ما سعی، یعنی انسان چیزی نیست جز سعی و تلاشی که خودش به دست می آورد. این پیام را می خواهد به ما بدهد که انسان ها با هم برابر نیستند و به واسطه ی آن تلاشی که می‌کنند آن جایگاهی که دوست دارند را به دست می‌آوردند پس من اگر الان در جایگاهی که دوست دارم نیستم به خاطر این است که تلاش خودم نبوده است.

 یک سؤالی هم شاگردی از استادش می‌پرسد که: چرا خیلی از انسان‌ها خوشبخت هستند و خیلی‌ها معروف‌اند اما بعضی‌ها شرایط بدی دارند؟ استاد در جواب به او می‌گوید: درون هر انسان یک الماسی وجود دارد که ضد ارزش‌ها و کارهایی که انجام می‌دهیم مثل جرم دور این الماس را می‌گیرد و شما هر چه قدر سعی کنی و بیشتر روی خودت کارکنی و تلاش کنی درخشش این الماس بیشتر می‌شود و شفاف‌تر می‌شود و ناخودآگاه همه‌ی اتفاق‌های خوب، آدم‌های خوب، شرایط خوب به سمت شما جذب می‌شوند. فرق آدم‌ها به این است که چه قدر تلاش می‌کنند. پس باید سعی کنیم که در درون خودمان به دنبال جواب چراها بگردیم که من چرا خیلی چیزها را ندارم فقط به خاطر این‌که سعی و تلاش خودم کم بوده.

یک‌جمله‌ای هست که می‌گوید: آن چیزی که بر تو می‌گذرد بازتاب چیزی است که در تو می‌گذرد، یعنی نگاه کن درونت چه خبراست و جواب خیلی از سؤال‌هایمان را می‌توانیم درون خودمان پیدا کنیم. انشالله همه‌ی ما بتوانیم به آن جایگاهی که دوست داریم برسیم.

خلاصه صحبت‌های خانم رویا:

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. دستانی که خدمت می‌کنند مقدس‌تر از لبانی هستند که دعا می‌خوانند.

 روزی که من وارد کنگره شدم همانطوریکه همه عزیزان هم گفتند حال بدی داشتم. تنها مصرف قرص متادون و سیگار نبود که حالم را بد می‌کرد بلکه گره‌های زیادی داشتم و درگیر استرس و مشکلات بودم، نگرانی از آینده فرزندانم حالم را خراب می‌کرد و پر از حسادت و کینه بودم با همه دنیا لج و از خدا روی برگردانده بودم و خداوند را قبول نداشتم و کنگره این مکان مقدس مرا با خداوند آشتی داد و بازندگی‌ام و مادر بودنم آشنا کرد. درست است که مادر بودم، غذا درست می‌کردم، کار می‌کردم و کمک بچه‌هایم بودم و فکر می‌کردم که خیلی کار انجام می‌دهم اما فکر نمی‌کردم که چقدر همسر و فرزندانم اذیت می‌شوند.

 خداوند دو معجزه در زندگی‌ام قرارداد، اولین آن همسر بسیار خوبم و فرزندانم که سالم و سلامت هستند و بابت این از خداوند سپاسگزارم و امیدوارم خداوند نگهدارشان باشد و دومین معجزه زندگی‌ام کنگره بود، زیرا من در اینجا با تمام قهرها و حسادت‌ها و منیت ها آشنا شدم. از آقای مهندس بنیان‌گذار کنگره ۶۰ سپاسگزارم، از خانم راد عزیز تشکر می‌کنم که همواره پشتوانه ما بوده‌اند، از خانم روناک عزیزم تشکر می‌کنم که هر خدمتی که می‌کنم به خاطر وجود ایشان است. زمانی که به کنگره آمده بودم ۱۴ سال بود که نخوابیده بودم و ایشان متوجه حال بد من شدند و کمکم کردند. از خانم افسانه عزیزم که با صبوری و مهربانی‌شان مرا تحمل کردند و در سفر دوم راهنمایم بودند تشکر می‌کنم و از تک‌تک کمک راهنمایان عزیز و خواهران لژیون و مرزبانی تشکر می‌کنم که از هرکدام شما چیزی آموختم عاشق همه شما هستم.

از همسرم و دخترم تشکر می‌کنم. دخترم بااینکه سرکار و دانشگاه می‌رفت و نمی‌توانست به کنگره بیاید ولی در خانه بسیار کمک کرده و پشتیبانم بوده است. از او بسیار تشکر می‌کنم و عذرخواهی می‌کنم که در این سال‌ها فرزندانم اذیت شدند.

خلاصه صحبت‌های خانم مهسا همسفر:

ابتدا از آقای مهندس، خانم راد،  خانم روناک ، خانم افسانه عزیز و کل سیستم کنگره 60 تشکر می‌کنم.

دو مسئله‌ای که دوست داشتم به آن‌ها اشاره‌کنم این است که مادرم بسیار افسرده بودند و امروز خوشحال هستند و حالشان درکنگره خوب شده است و به چیزهای خوبی رسیدند و مسئله دوم اینکه در اینجا مادرم خدمت‌هایی می‌کنند و بابت این قضیه بسیار خوشحالم که ایشان تأثیر خوبی از کنگره گرفتند و حالا توانستند تأثیر خوبی روی دیگران بگذارند و این مسئله باعث خوشحالیم شد.

 امیدوارم تازه واردین در اینجا به نتایج خوبی برسند و مطمئن هستم اگر خودشان اراده کنند ،همانطوریکه  مادرم خودشان خواستند و به درمان رسیدند آن‌ها هم این اتفاق برایشان می‌افتد و به‌جاهای خوبی می‌رسند و به ایشان تبریک می‌گویم. در ضمن می‌خواستم بگویم که مادرم هیچ‌گاه باعث اذیت ما نشده است و خیلی مادر خوبی بوده‌اند، من دستانشان را می‌بوسم و از ایشان تشکر می‌کنم.

آرزوی اول:آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت برای آقای مهندس و خانم راد  دارم.

آرزوی دوم:آرزو می کنم که آرزوی تک تک شما عزیزان برآورده شود.

در پایان خانم افسانه   به رسم کنگره 60، نشان یک سال رهایی خانم رویا  را به ایشان اهداء کردند.

گردآوری مطالب و تایپ: مسافر خانم فائزه 

همسفر خانم کژال 


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تولدها،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
فرحناز رهجو خانم راد چهارشنبه 31 مرداد 1397 12:55
با سلام و تبریک فراوان خدمت خانم افسانه و خانم رویا امیدارو در درجات بالا تر خدمت کنید بهترینها را از خداوند برایتان خواهانم وبا سپاس از خانم فائز و خانم کژال
مسافر خاطره دوشنبه 29 مرداد 1397 19:42
خانم رویای عزیز
اولین سال رهایی تان را صمیمانه تبریک میگویم و جایگاه های بالاتر و دریافت شال کمک راهنمایی را برایتان آرزو میکنم
با سپاس از خانم کژال و خانم فائزه عزیز
ملیحه رهجوی خانم مرجان دوشنبه 29 مرداد 1397 18:37
این جشن با شکوه را خدمت خانم رویا خانواده محترمشان وراهنمای بزرگوار خانم افسانه تبریک عرض میکنم امیدوارم همه عزیزان جایگاه واقعی خود را در هستی بدست بیاورند
همسفر فاطمه دوشنبه 29 مرداد 1397 18:26
خانم رویای عزیز اولین سال رهائیتان را به خانم روناک عزیز و خانم افسانه عزیز و خودتان تبریک می گویم و از خداوند برایتان خدمت در جایگاه کمک راهنمایی و صلح و آرامش در زندگی آرزو می کنماز خانم فائزه و خانم کژال بابت زحماتشان تشکر میکنم
عذرا همسفر لژیون خانم بهار.اصفهان دوشنبه 29 مرداد 1397 14:28
با سلام و احترام خدمت خانم افسانه و خانم رویا سالگرد رهایتان ستاره بارون،الهی روزگارتان آفتابی الهی شامگاهتان مهتابی الهی در همه دوران عمرتان هر آنچه خواهید دست یابید با تشکر از گروه وبلاگ خدا قوت.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: